آخر قصمون و تو میدونى تو میدونستى من نمیتونم برم تو میتونى تو میتونستى
لینک
۱۳٩٥/٧/٦ - رضا

       

شادمانی 

سرازیری!

یه بوته زیر پات

بپا زیرش نکنی!

مثل قطعه‌ای

خوش خرام و بی‌خیال

و هنوز به ناز خرید تو مشغول

ریتم رنگ آینه

زبان سکوت مفصل...

در آغوشم جز خیال تو

هیچ گرم نمی‌ماند

رقص

کلید رهایی از این همه ضرب جدایی!...

لینک
۱۳٩۱/٤/٢٦ - رضا

   آب سایه آغاز...   

آب

سایه

آغاز

و ...

کلماتی که تمام مرا گرفته اند... روان

بیشه خالی از تو دیریست مرداب است...

وخیم، زخم ثانیه‌ها

و زمان... زمانه فرو دستی

لبخند تو

لب

و حتی خود تو

کنار کلماتم به عمق می‌روید

آب

سایه

آغاز

...

لینک
۱۳٩۱/٤/٢٦ - رضا

   تو دیگر   

تو دیگر رفته‌ای

خوب از کنار ثانیه‌ای بلند شد

قکر کنار دود خزید

انگشت به بیماری صرع دچار شد

چشم بسته دید

و کلام خشک پستان بیوه خیالی...

 

سکوت... تو دیگر نرفته‌ای...

لینک
۱۳٩۱/٤/٢٦ - رضا

   تاب...   

تابستان از رهگذار دیروز تو لبریز است و آتشی که به لب‌های تو آغشته است... هزار بار عریانی تورا به آغوش کشیدم پشت پلک‌هایی که بسته بودند... بسته؛ بسته‌اند...

عریان، روح من، پشت پلک‌های تو است... پشت پلک‌های تو است؛ چشم‌های تو...
لینک
۱۳٩۱/٤/۱٧ - رضا

   خاک...   

کنار مشتی خاک

مرگ را می رهانم

و بی تو آواز سر می دهم...

لینک
۱۳٩٠/۱٢/۱۱ - رضا

   خفته...   

مرا می خوانی

می آیی

فریاد می کشی

می روی

...

من خفته ام

در قاب عکس خالی دیروز...

لینک
۱۳٩٠/۱٢/۱۱ - رضا

   رو به تو...   

کاش می شد دراز کشید روبه روی پنجره خاطرات

و آرام آرام

تورا جستجو کرد...

لینک
۱۳٩٠/۱٢/۱۱ - رضا

   خفته...   

با سستی چرخید به سمت نور

نگاه خاموشش بر دریچه بود

چشمهایش را بست

و تا ابد خوابید...

لینک
۱۳٩٠/۱٢/۱۱ - رضا

   می می رم...   

نشسته

پیچیده

آرام

نرم زمزمه می کند

میمیرم میمیرم میمیرم...

لینک
۱۳٩٠/۱٢/۱۱ - رضا